تبليغاتX
تاریخ باستان
دیانت و پرستش پیش از زرتشت

درود بیکران بر دوستان گرامی و همیشه مهربانم که قلبهایتان برای خاک گهربار این سرزمین پاک می تپد .

سرزمینی اهوراییمان ایران

چه زبانی شیرین تر از پارسی است و چه شعری دلپذیرترو روح نوازتر از شعر شیرین پارسی که آمیخته ای از زیباترین حس های آدمیست و از این روست که سال دیگر به سال رودکی نامگذاری گشته ...

 

 

و جشن چهارشنبه سوری :

* پيوند ايرانيان آريايي قبل از اشو زرتشت با ايزدان خود نه پرپايه جهل و ترس از آنان بلكه بر اساس مهر

و دوستي استوار بود و مردم در مقابل نعمات و سلامتي عطا شده به آنان به جشن (يَزَشْنْ = نيايش

شادمانه) مي‌پرداختند و آنان بايستي با خشنودي و شادي و پايكوبي (نه غم و سوگ‌ و گريه و زاري كه

از صفات و علامات اهريمني مي‌باشد) و در عرصه روشنايي و آگاهي به نيايش و ستايش ايزدان

مي‌پرداختند.

 

 

 

*واژه جشن يك واژه بسيار كهن ايراني است، از ريشه يز yas به معني نيايش و ستايش گرفته شده است .

 

جشن در اصل عبارت بوده است از مراسم نيايشي كه بيشتر براي يك پيروزي يا يك واقعه تاريخي يا آسماني

 

كه براي اجتماع سودي داشته است بر پا مي‌شده و مردم در زمان معيني گرد هم مي‌آمدند و به ياد آن واقعه،

 

خداوند را ستايش و نيايش مي‌كردند. اين نيايش به عنوان قدرشناسي همه ساله تكرار مي‌شده است. معمولا

 

اين نيايش‌ها با رقص‌هاي مذهبي و خواندن سرود و موسيقي همراه بوده است.

 

 

 

* يك دسته از جشن‌هاي اقوام آريايي، جشن‌هاي آتش است كه از ميان آن ها دو جشن سده و جشن چهارشنبه

سوري از شهرت بيشتري  دارد. جشن آذرگان و جشن شهريورگان نيز از جشن‌هاي آتش بوده‌اند .

 

*به اعتقاد ايرانيان هرگاه آتش افروخته شود، بيماري ، فقر، بدبختي، ناكامي  و بدي محو و ناپديد

 مي‌گردد چرا كه از آثار وجودي ظلمت و اهريمن هستند. پس افروختن آتش و بطوركنايه، راه يافتن

روشنيِ معرفت در دل و روح است كه آثار اهريمني و نحوست و نامباركي را از ميان برمي‌دارد به

همين جهت جشن سوري پايان سال را به شبِ آخرين چهارشنبه سال منتقل كردند تا با طليعة

سال‌نو خوشي و خرم و شادكام گردند. چنانكه از آثار فرهنگي و رسوم كهن ايرانيان برپا كردن

جشن و سرور و شادي بوده است و البته اين جشن و سرور و شادي كاملاً جنبه ديني، اجتماعي

و فلسفي بخود گرفته است و هدف از آن ارتقاي روح و روان و همچنين شادي تن و جسم براي

تلاش‌، كوشش و سازندگي بيشتر بوده است. ايرانيان مردماني جشن باره بوده‌اند چنانكه

 مي‌توانيم آثار آن را در كتيبه‌هاي داريوش مشاهده نمود، كه بسيار به، شادي و شادماني ايرانيان

آريايي و باورمنديهاي که جزوه آيين زرتشتي بوده، اشاره شده است واز شادي آفريده‌ي اهورا مزدا

و سوگ، اندوه و غم آفريده‌ي اهريمن نام برده شده است؛ مانند: «خداي بزرگ است ، اهورا مزدا

كه آسمان را آفريد، كه اين زمين را آفريد، كه مردم را آفريد، كه شادي را از براي مردم آفريد »

 

 

*استاد پورداود جشن پريدن از روي آتش و خواندن ترانه‌هايي در آن خصوص را زشت مي‌پندارد

چنانكه در كتاب آناهيتا مي‌گويد:« در جشن چهارشنبه سوري از روي شعله آتش جستن و

ناسزاي چون سرخي تو از من و زردي من از تو گفتن، از روزگاراني است كه ديگر ايرانيان مانند نياكان

خود آتش را نماينده فروغ ايزدي نمي‌دانستند آن چنانكه در آتش افروزي جشن سده كه به گفته

گروهي از پيشينيان ، پرندگان و چارپايان را به قير و نفت اندوده، و آتش مي‌زدند، از دوران پس از

اسلام است. »

 

 

*در زمان ساسانيان هم مراسم چهارشنبه سوري برگزار مي‌شد اما به علت تقدس آتش هرگز روي آتش

 

نمي‌پريدند بلكه به دوره اين آتش شادي و پايكوبي مي‌كردند .

 

 

 

*همچنين از لحاظ استوره شناسي ، پريدن از روي آتش را مي‌توان به گذر از آتش سياوش، براي اثبات بي

 

گناهي‌اش نسبت داد.در دوران باستان و حتي پس از آن در بسياري از تمدن‌ها ، گذر از آتش براي اثبات

 

بي‌گناهي انجام مي‌شده است.

 

 

 

 

*در گذشته‌هاي دور آرياييان به گرد آتش جمع مي‌شدند و با نوشيدن شيره گياه هوم (هَئومَه haoma) و

با پايكوبي و هلهله و شادي به قرباني حيواني (معمولاً گاو) مي‌پرداختند و بخشي از آن گوشت را به

 آتش مي‌افكندند زرتشت غريوهاي مستانه و  افكندن گوشت قرباني در آتش و آلوده كردن آن را نفي

 كرد و كشتن جانوران را به رنج، و تباه كردن گوشت آن را كاري اهريمني به شمار آورد و در برابر اينها

خشنودي و پايكوبي و شادماني از هستي و آفرينش را در گرد آتش درست و برابر با اَرْتَة (فضيلت،

سامان و نظم هستي ) و نيكوكارانه شمرد. مطابق قول و حدس استاد ذبیح بهروز چهارشنبه سوری

جشنی است مانند بیشتر جشنهای ایرانی که با ستاره شناسی بستگی تام داشته ومبدا همه ی

حسابهای علمی تقویمی بشمار می رود. در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد زرتشت بزرگترین

حساب گاه شماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ های کهن را درست و منظم کرده است؛

پس به نظر ایشان در سال 1725 پیش از میلاد،شبی که در روز آن زرتشت تاریخ را اصلاح کرده است،

به یادبود آن ، همه ساله مردم ایران جشن بزرگی بر پا کرده و با آتش افروزی،شادی خود را آشکار و

اعلام کرده اند و آن رصد و اصلاح تاریخ تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبه سوری ( شب جشن

سوری) یا جشن سوری باقی و  جاری مانده است.

 

 

* شواهد دلالت بر آن دارد كه اين جشن از اوايل قرن هفتم هجري به دست فراموشي سپرده شد، سپس با

عناويني ديگر از سده‌هاي دهم معمول شد.

 

 

*هاشم رضي  در كتاب گاه شماري و جشن‌هاي ايران باستان، درباره چهارشنبه سوري مي نويسد:" ايرانيان

در يكي از چند شب آخر سال جشن سوري را كه عادت و سنتي ديرينه بود، با آتش‌افروزي همگاني برپا

مي‌كردند.

 

 

*آقاي هاشم رضي تاريخ برگزاري جشن سوري را در ايران باستان از سه مرحله بيرون نمي‌داند يا در

شب بيست و ششم از ماه اسفند، يعني در نخستين شب از پنجة كوچك يا نخستين شب از ده‌شب

و روز فروردگان قراردارد، يا در اولين شب پنجه بزرگ يا پنجة«وه» كه پنج روز كبيسه است و نخستين

شب و روز جشن هَمَسْپتْمَدَم و آخرين گاهنبار و جشن آفرينش انسان است.

 

 

 

*جشن سوري در قدمت برابر است با اعتقاء آريايي‌ها و به ويژه مردم ايران‌زمين به فروهرها يعني  ارواح

پاك‌نیاکان.

 

 

*که البته بايد ريشه آن را در اوستا و گاتهاي زردتشت پيدا كرد چنانكه در فروردين‌ يشت پاره 49 آمده

« فروهر‌هاي نيك تواناي پاك در هنگام) جشن گهنبار) همسپتمدم از آرامگاه خود به سوي زمين فرود

آيند و ده شب پي در پي از براي آگاهي يافتن از بازماندگان در اين سرا بسر ‌برند.» » .   آتش را

مي‌ستايم كه آفريده‌ي پاك  اهورا مزدا مي‌باشد» پس تقدس آتش به دلیل آفریده شدن آن

توسط  اهورامزدا بوده و خودِاتش به منظور یاری و استمداد جُستن ستايش نمي‌شده است.

 

 

*مي‌توان مدعي شد كه در يكي از چند شب آخر سال ايرانيان جشن سوري را كه عادات و سنتي

قديم آنان بود، با آتش افروزي همگاني بر پا مي‌كردند، بي گمان سالي كه اين جشن به شكلي گسترده و فراگير برقرار بود، مصادف با شب

 چهارشنبه شده و چون در روز‌شماري و فرهنگ تازيان ، چهارشنبه نحس و نامبارك و بديمن محسوب

مي‌شده است از آن تاريخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوري به شادماني پرداخته و

به اين وسيله از نابودی این جشن توسط اعراب جلوگیری کنند.

 

 

* در گاهشماری ایرانیان هر یک از30 روز ماه  نامی ویژه داشته است ( امرداد ، دی بآذر، آذر ، ... ، سروش ، رشن ، فرودین ، ورهرام ،

... ، شهریور ، سپندارمزد ، خورداد  و..) .

*استاد پورداود در این باره می نویسد:" آتش افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیینهای دیرین است .

شک نیست که افتادن این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبه ی سال ، پس از اسلام رسم شده

 

است...روز چهارشنبه یا یوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسی است... ".

 

*بي‌گمان فلسفه انطباق جشن سوري با چهارشنبه و اينكه جشن سوري ايراني چگونه

نحوست و شومي چهارشنبه را از بين مي‌برد، مي‌تواند اين باشد كه آتش در نزد ايرانيان آريايي

مظهر روشني‌، پاكي ، طراوت ، سازندگي و تندرستي و در نهايت مظهر اهورا مزدا «خداوند» است،

بيماريها ، زشتي‌ها ، بديها و همة آفات و بلايا در عرصه تاريكي و ظلمت مظهر و نماد اهريمن

مي‌باشند‌.

 

 

برخي آيين های جشن چهارشنبه سوري

 

خواجه پیروز (آتش افروز)

 

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش آفروزان که پیام آور این جشن اهورائی  بودند به شهرها و روستاها می رفتند تا مردم را برای این آئین آماده کنند. آتش افروزان ، زنان و مردانی بسیار هنرمند بودند که با برگزاری نمایش های خیابانی، دست افشانی ها ، سروده ها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می پرداختند. هدف آنها انتقال نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. آنها که زنان و مردان شادی بخش خوانده می شدند در روزگار ما هنوز نمود  کوچکی از خود را زیر نام خواجه پیروز یا حاجی فیروز زنده نگاه داشته اند که البته از هنرمندی زن یا مرد آتش افروز در  دوران  گذشته بسیار دور است.

 از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، آتش افروزان در تمام نقاط شهر و ده آتش می افروختند که آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می داشتند. دختران و پسران دور آتش گرد می آمدند و به پایکوبی و سرود خوانی و پرش از روی آتش می پرداختند. این آتش ، نماد و نشانه ی  نیروی مهر میترا و نور و دوستی بود.

آیین آتش افروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام "چهار شنبه سوری" بر خود گرفته است.

 

 

 

 

بنا بر باور ایرانیان ، هنگام جشن سوري می بایست از خانه بيرون رفت و همپای  دیگر مردمان جشن

 گرفت  و شاد و سرخوش بود تا سا ل جديد همراه با شادی  و پیروزی باشد.

فرهنگ ایرانی همواره ستایشگر و پاسدار شادی بوده است.

بسياري از مراسم كنوني كه در پايان سال يا چهارشنبه سوري باقي‌ مانده است كنايه از اهداي نذور و

فديه ارواح و فروهرها مي‌باشد ودر اين شب سال، به زيارت اهل قبور رفتن و نذري جهت اموات دادن و

مراسم آتش افروختن بر بام‌ها؛هنوز ميان زرتشتیان و بسياري از مردم روستاها جهت راهنمايي

فروهرها مرسوم می باشد؛ اهداي آجيلِ مشكل‌گشا كه همان لُرْك lork يا آجيل هفت مغز زرتشتان

است ،و مراسم فال كوزه و كجاوه بازي و شال اندازي و ... ميان مردم آذربايجان و ...، جاي پاي

مشخصي در رسوم ايرانيان قديم دارد.

 

                                            لُرْك يا آجيل مشكل گشا:

 

يكي از مراسم قابل توجه در شب چهارشنبه سوري ، فراهم آوردن آجيل مشكل گشاست. زرتشتيان به اين آجيل هفت مغزينه لرك مي‌گويند.
اين آجيل كه به آجيل گهنبار هم معروف است شامل هفت مغزينه يا ميوه خشك است: پسته، بادام، سنجد، كشمش، گردو، انجير و خرما كه گاهي در لابه‌لاي اين آجيل تكه‌هاي كوچك نبات و نارگيل هم ديده مي‌شود.

 

آتش‌افروزي

غروب آخرین سه شنبه ی  سال زمان ویژه ای براي آتش‌افروزي و پريدن از روي آتش است. در این شب

ایرانیان  در گوشه و کنار کوی و برزن ، آتش های بزرگ می افروزند ( هفت بوته ی آتش به نشانه‌ي

هفت فرشته و امشاسپند ) و دور آن به رقص و پایکوبی می پردازند .

 

                                                فال گوش 

فال كوزه و فال‌گوشي ايستادن نيز امروزه جاي پاي مشخصي در گذشته‌ها دارد بي‌گمان در روزگاران

گذشته نه فقط دوشيزگان بلكه كليه جوانان به زير بام‌ها در جاهاي خلوت مي‌ايستاند به اميد اينكه در

چنين ايامي كه فروهرها به زمين نزول كرده و ميان خان و مان خود وارد شده‌اند آنان را به نجوا از

آينده‌شان آگاه سازند‌. چون بر آن بودند كه ارواح از آينده اطلاع دارند و امروزه اين رسم و سنت به شكل

فال‌گوش ايستادن دوشيزگان باقي مانده است.

 

قاشق زنی

       رسم ديگر قاشق‌زني است. بدین گونه كه زنان و  پسران جوان چادر بر سر مي‌ كنند، روي خود را مي‌گيرند و به  خانه ی همسايگان و آشنایان مي ‌روند.  صاحبخانه از آوای قاشق‌هايي كه به كاسه مي‌خورد، در خانه را باز مي ‌كند و آجيل چهارشنبه‌سوري، شيريني، شكلات، نقل و گاه  پول در كاسه ی آنها مي‌ ريزد.

 

                                              شال اندازی

 

در بسیاری روستاها به ویژه آذربایجان و مرکز ایران ، پسران جوان از روی بام خانه ی نامزد خود شال به پایین می اندازند و دختران در گوشه ی شال ، شیرینی و آجیل و... می گذارند.  این رسم را شال اندازی گویند. در روستاهاي لرستان ، مردان جوان قبل از غروب اسب‌هايشان را بيرون مي‌آورند و نمايشي اجرا مي ‌كنند. در شهرهاي ديگر، پسران براي ايجاد هياهو دست به کارهایی شگفت انگیز مي ‌زنند.  كوزه‌هاي گلي را با باروت پر کرده ، فتیله ای در آن قرار داده و روي آن را مي‌كوبند تا سفت شود ؛ سپس  با افروختن فتيله اینگونه به نظر مي ‌رسد كه از كوزه آتش بيرون مي ‌جهد . گيلاني‌ها خاكستر آتش‌افروزی جشن سوری را بامداد چهارشنبه ، پاي درخت‌ها مي‌ريزند و باور دارند كه درخت ها بارور مي‌شوند. پختن آش ، خوردن آجيل چهارشنبه سوری ، کوزه شکستن و گره گشا و دفع چشم زخم و بخت گشايی و شب نشينی ، همه از مراسم اين شب فرخنده است. 

 

 



                                    اهداي آجيل و شيريني در شب جشن سوري :

در آذربايجان رسم كجاوه‌اندازي و در روستا‌هاي نزديك تهران رسم شال‌اندازي از شب‌هاي نزديك عيد

 نوروز و شب چهارشنبه سوري كنايه از نياز و فديه به فروهرهاست و آن چنين است كه در اين شب

جوان‌ها جعبه‌هاي كوچكي با كاغذ‌هاي رنگين به شكل كجاوه مي‌سازند و ريسماني به آن مي‌بندند و بر بام

 خانه‌ها ‌مي‌برند. و كجاوه را از كنار پنجره‌ها يا از سوراخ بالاي بام مي‌‌آويزند و صاحب‌خانه شيريني و

خشكباري را كه قبلاً به همين منظور تهيه كرده است در كجاوه مي‌اندازد. همچنين رسم قاشق‌زني در تهران

و بسياري از جاهاي ايران كه شكل‌ديگري از كجاوه‌اندازي است به يادگار مانده است.

 

مراسم چهارشنبه‌سوري در گيلان يكي از بزرگترين و مهم‌ترين مراسم كهن است كه همه‌ي مردم با اعتقادي

بسيار، آن شب را شب برگشت روان درگذشتگان (فروهرها) ،شب درخواست و حاجت و رسيدن به آرزوها

مي‌دانند. آنان معتقدند كه روان‌هاي در‌گذشتگانِ نياكانشان در آن شب به خانه‌هاي خود باز مي‌گردند و افراد

 خانه براي خوشنودي آنان و كمك خواستن از آنان براي بسياري از امور زندگاني و برآوردن نيازها‌، خانه

و پيرامون آن را پاكيزه كرده و هفت نوع غذا آماده مي‌كنند. از جمله مراسم ديگر مردم گيلان برافروختن

آتش در بلند‌ترين جاي خانه‌، خانه‌تكاني‌، خريد آينه و اسپندِ هفت‌رنگ و گمَج (ظرف سفالي) جستجوكردن

چهارشنبه خاتون در آبها، خرس بازي‌، برگذاري مراسم عمو نوروز ، تفأل و فال زني‌، قاشق زني و ...

مي‌باشد. شبهاهت بسيار زياد اين مراسم و سنت در اين شب از آذربايجان تا خراسان و از شمال تا جنوب

ايران در هر كوي و برزني نشان از ريشه‌ تاريخي و باستاني و اهورايي و ديني اين جشن در ميان ايرانيان

باستان و آريايي دارد.

 

 

 

در كردستان و ميان كردها‌، با وضوح بيشتري جشن سوري يا جشن آخر سال در همانندي با جشن سوري

باستان و ايام فروردگان باقي مانده است‌. همانندي‌هاي آن به قول آقاي هاشم رضي شگفت ‌آور و موارد آن

چنين است كه مراسم در آخرين شب سال برگزار مي‌شود، كه جشن آخرين گاهنبار يا همستپتمدْم  است كه

جشن آفرينش انسان مي‌باشد و به نوروز مربوط نيست چون دءنای است و پيش از آغاز سال فصلي برگزار

 مي‌گردد. مراسم راز و ري و كنايت آميز با تاريك شدن آفتاب و با افروختن آتش شروع مي‌گردد . اين آتش

را هم، در كوي و برزن مي‌افروزند و به گرد آن شادي و پاي‌كوبي مي‌كنند. و در مرحله‌ي دوم به روي

بام‌ها مي‌افروزند كه هنوز در ميان زرتشتيان مرسوم است و در شب آخر سال سفره‌ي رنگيني مي‌گستردند با

بهترين خوراك‌ها و تشريفات، و لازم بود بوي بهترين خوراك در خانه پراكنده باشد و معتقد بودند و هستند

 كه روان درگذشته‌گان (فَرْوَهَرها )‌ به خانه‌هاي خود نزول كرده و از ديدن آن همه نعمت‌و فراواني و

پاكيزگيِ بازماندگان شاد مي‌شوند و از اينكه آنان را فراموش نكرده و مراسم و آئين به جاي مي‌آورند در حق

بازماندگان دعاي خير كرده و آنان را نيرو و بركت مي‌بخشند.

 

 

نوشته های بالا گوشه ای اندک از آن دانشی است که هر ایرانی باید - باید آن را بداند تا بتواند نه تنها هویت و فرهنگ خود را نگهداری کند بلکه با نگرشی ژرف و نه نگرشی نمادین به برپایی درست این جشن باستانی ارزنده بپردازد .

آتش در تمامی نگرش های بشری جایگاه ویژه ای داشته و از ابتدای یافته شدنش به وسیله ی انسان جایگاهی والا یافت و این در حالی بود که در ادیان به گفته ی خود آسمانی نیز جایگاه انکار ناپذیری داشته چه در دین زرتشتی که به بهترین شکل با احترام به آتش و خاک و آب و باد ( 4 عنصر حیاتی) به سپاسگزاری از خدا پرداخته و چه در دین اسلام که آتش را یکی از مجازات های آخرت دانسته که نقش پاک کنندگی دارد و همچنین در مسیحیت و یهود نیز به همین شکل...

 

گاهنبار: تقسیم سال زرتشتی به شش فصل را که یادآور شش مرحله آفرینش می باشد، را گاهنبار می گویند.فصل= گاهنبار

 

 

ما ایرانیان از دیر باز آموخته ایم که باید به آفریده های پروردگارمان ارج نهیم . به آتش ، آب ، خاک ، باد ... و انسان ها  . با برگزاری جشن های سپاس از پروردگار و ارج نهی به یکدیگر و رعایت حقوق دیگران ما ایرانی خواهیم بود ...

 

 

پی نوشت

 

در نوشتار این متن ، اساس بررسی آیین مهر در ایران باستان است لازم است نکته ای آشکار گردد .

 

در ایران باستان نه تنها هر روز ماه نامی داشته ، تقسیم بندی ماه به هفته نیز در آیین مهر آمده . بنابراین 2 نکته از این نوشتار آشکار می گردد :

 

 

1-     نام درست این جشن چهارشنبه سوری می باشد

 

 

2-     شوربختانه بسیاری از نوشتارهایی که انگاشته می شود تقسیم بندی ماه به هفته را برگرفته از دگر فرهنگ ها می دانند اما به تمامی پژوهش گران و دوستداران فرهنگ سفارش می کنم تا به بررسی آیین مهر در ایران باستان بپردازید تا متوجه شوید که بسیاری از فرهنگ هایی که امروزه در جهان حکمفرماست از ایران بوده.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 23:33  توسط الهام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خداوند این کشور را از دشمن ، از خشکسالی ، از دروغ محفوظ دارد.
من باور دارم که هر ملتی سرمشق و الگوهایش را باید در تاریخ خود بجوید ؛ و نه در نزد بیگانگان

پیوندهای روزانه
تالار گفتمان دوستداران فرهنگ ایران زمین
spenta production
پایگاه اطلاع رسانی یادمان های باستانی
علیه آبگیری سد سیوند
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1387
اسفند 1386
شهریور 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
آذر 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
پیوندها
تارنمای هخامنشیان
نا گفته های تاریخ
سرزمین پارسیان
تاریخ و فرهنگ ایران
مهر آذر پارسی
اورتالیا
آتشکده ی زرتشت
کورش پیام آور بزرگ
کانون تاریخ ایران
مرا دریاب
گذشته چراغ راه آینده
اسطورگان
انجمن علمي دانشجيان تاريخ دانشگاه تهران
پاورقی
ذوالقرنين
ايران جاودان بمان
ايران ما
من ، خدا ، شيطان
غرور رفته ی ایرانزمین را باز می خواهم
جستاری در گیتی
مانیز
انسان شاخص
کشورهای پارسی زبان
ایران جاودان بمان
وطن پرست
چو ايران نباشد تن من مباد
اوستا شناسي
انجمن دوستداران میراث فرهنگی شهرستان شوش
پان شوشیسم
می خواهم زخمی کهنه را بسرایم
شکسته ساز
یاران ایران جوان
وچ
چه کسی نیمه گمشده من است ؟
تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان
تولدی دیگر
من می اندیشم پس هستم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان