تبليغاتX
تاریخ باستان
دیانت و پرستش پیش از زرتشت

 

 

روز جهاني فردوسي ؛ چندي پيش همه ما را بر آن داشت كه بيشتر از فردوسي بگوييم و بيشتر در شاهكار جاوداني او بيانديشيم...

به همين سبب بر آن شدم تا درون مايه ي اصلي شاهنامه را مروري كنم . تا كمينه اين باشد كه هر ايراني ازداستان كلي شاهنامه كه فرهنگمان را دوشادوش به همراه دارد آگاه شود...

 

در فرهنگ ملي ايران زبان بيش از فرهنگ ملت هاي ديگر داراي اهميت است . تا اين روزگاران همواره زبان فارسي با فرهنگ ايراني دوشادوش و همراه بوده .و شاهكار فردوسي در اين است كه براي زبان پارسي  كه پاسدار فرهنگ پارسي است كتابي فراهم نموده . كتابي كه امروز پس از گذشت قرن ها شيوايي و دل نشيني كلامي دارد كه نظيرش يافته نشده و همين است دليل جهاني شدن انديشمند فرهيخته ابوالقاسم فردوسي طوسي.

 

فردوسي از مردم طوس بو . وي در ميان سالهاي 325 و 329 ( قرن 4) متولد گرديد و گويا در 35 يا 40 سالگي در صدد نظم شاهنامه برآمد .و نزديك به 35 سال از عمر گرانقدر خويش را بر سر اين كار گذارد .در سال 400 هجري از نسخه ي اين كتاب بازنويسي نمود و ستايشنامه اي در قسمت هاي مختلف كتاب به نام محمود غزنوي  ترتيب داد  .

 

شاهنامه تاريخ شاهنشاهي ايران زمين است كه به روزگار يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساساني و با همفكري فرخان موبدان موبد و رامين بنده يزدگرد شهريار گردآمده .

دراين كتاب تاريخ اساطيري ايرانيان از ابتداي پيدايش نخستين انسان و نخستين شا تا انقراض شاهنشاهي ساساني به دست عرب درج شده . و بر 4 بخش است اول پيشداديان ، دوم كيانيان ، سوم زرتشتيان و چهارم ساسانيان .

كيومرث نخستين مرد و پادشاه است .نخستين انسان كه داستانش با اسطوره هايي چون نبرد با ديوان و درندگان درآميخته مي شود . كيومرث از پوست حيوانات لباس تهيه مي نمود .

پسر او سيامك به دست ديوان كشته مي شود .

هوشنگ پسر سيامك از ديوان انتقام پدر را مي گيرد . و داستان مشهور پيدايش آتش كه در نوشته هاي پيشين بيان شد . هوشنگ شاه به ياري آتش از سنگ ، آهن را استخراج مي كند و از آهن وسيله هاي براي زندگاني مردم تهيه مي كند و زراعت را به مردم مي آموزد و حيوانات مفيد را اهلي مي كند .( پيشرفت كشاورزي و دامپروري و استفاده از آهن )

تهمورث پسر او بافتن و دوختن و مانوس ساختن جانوران و مرغان شكاري را به مردم مي آموزد و ديوان را رام مي كند و از ديوان خط نوشتن و خواندن را فرا مي گيرد ( پيدايش خط )

جمشيد پسر تهمورث آلات نبرد از آهن مي سازد و بافتن پارچه ي ابريشمي و كتاني را به مردم ياد مي دهد و بنايي را ديوان به او مي آموزند و زر و سيم جواهر از معدن استخراج مي كند .كشتي نيز از اختراعات اوست . جشن نوروز نيز يادگار وي است – بازخواني نوشته هاي پيشين – به همين جهت نوروز جمشيدي خوانده مي شود . سرانجام جمشيد فن پزشكي را كشف كرد و ناخوشي و مرگ  را از بين برد . .. در شاهنامه چنين آمده كه جمشيد ادعاي خدايي مي كند  و پروردگار او را مجازات مي كند  و فره ايزدي را از وي باز مي ستاند.

اژي دهاك ( ضحاك ) كه فرمان بر شيطان است   . پدر خويش را به قتل مي رساند و امير عرب مي شود . مردم كه از جمشيد ناراضي بودند به ناچار اژي دهاك را به شاهي مي پذيرند . جمشيد نيز فرار مي كند و بعد ها به دست ضحاك اسير و كشته مي شود . بدن او را با اره به دو نيم ميكند .شيطان به پاداش خدمتي كه به اژي دهاك مي كند اجازه مي يابد كه بر شانه هاي او بوسه زند و اين گونه مي شود كه از دوش ضحاك دو مار مي رويد و از آن پس لقب ماردوش به خود مي گيرد . ابليس براي فريب دوباره اژي دهاك اينبار به شكل پزشك نزدش مي رود و به او دستور مي دهد كه هر روز دو انسان را بكشد و مغز سر آنان را به ماران بدهد تا بيارامند .

آبتين پدر فريدون از جمله كساني است كه به دست اژي دهاك كشته مي شود . زن آبتين فرزند خود را برداشته به البرز كوه هندوستان مي برد .

سال ها مي گذرد تا اينكه كاوه آهنگر كه هفده تن از پسرانش به دست ماموران اژي دهاك كشته شدند و قارن آخرين پسرش اسير بود  از فرط ستم به دربار مي رود و از خشم ضحاك مي نالد . ضحاك پسر او را باز پس مي دهد اما كاوه مردم را به شورش بر اژي دهاك فرامي خواند و پاره پوست شيري را كه هنگام كار به پيش پاي خود مي بست مانند درفش بر سر چوب مي كند و اينگونه درفش كاوياني  هستي مي گيرد . به راهنمايي كاوه مردم به جستجوي فريدون مي روند . فريدون درفش كاوياني را پيش مي گيرد و ضحاك را گرفته و در دماوند به بند مي كشد . ضحاك هنوز هم زنده است .

فريدون در اواخر عمر سلطنت را ميان سه پسر خويش قسمت مي كند . ايران كه قسمت بهتر و بزرگتر بود را به ايرج كوچكترين پسرش مي سپارد اما سلم و تور دو برادر ديگرش او را مي كشند . و از اين جا بود كه ميان ايران و توران دشمني مي افتد .

از ايرج دختري زاده مي شود . و از وي منوچهر زاده مي شود . منوچهر نوه ي دختري ايرج است . فريدون او را تربيت مي كند تا انتقام پدربزرگ خويش را بگيرد .

در زمان پادشاهي منوچهراز پهلواني از اهل سيستان موسوم به سام كه از نژاد جمشيد است پسري به دنيا مي آيد كه تمام موي او سفيد است و به همين سبب زال (پير) خوانده مي شود . نام ديگر او دستان است. مردم آن زمان سام را به فال بد مي گيرند و سام مجبور مي شود او را در كوه بگذارد . سيمرغ اين بچه را به لانه خود برده مي پرورد و بزرگ مي كند .زال جوان رشيدي مي شود و سيمرغ او را نزد پدرش سام مي برد .سام كه دوباره فرزندش را مي يابد برايش چندين آموزگار آورده و آداب مردمي ، رسم شكار ، سواري ، جنگ ، بازيهاي متفاوت و ورزشها را به او مي آموزد .

زال رودابه را كه از نژاد اژي دهاك است مي بيند .  آن ها دلباخته ي يكديگر مي شوند . منوچهر از ستاره شناسان مي شنود كه از رودابه و زال فرزندي زاده خواهد شد كه بزرگترين پهلوان ايران مي شود .

 

رستم زاده مي شود . به او لقب تهمتن و پيلتن را مي دهند و در همان اوان جواني كارهاي بزرگ او پهلوانيش را آشكار مي كند .

نوذر جانشين منوچهر به دست افراسياب توراني كشته مي شود و كينه ي ايران و توران تازه مي گردد . چون كسي از نژاد شاهان در ايران نيست رستم را مي فرستند تا كيقباد كه از نژاد شاهان است از البرز كوه بياورد .

نه پادشاه پيش از كيقباد به نام سلسله ي پيشداديان شناخته شده است . كيقباد مبدا سلسله تازه اي است به نام كيانيان .

ايرانيان در زمان كيقباد با توران نبرد مي كنند و در نخستين پيكار رستم كمربند افراسياب توراني را گرفته بلند مي كند اما چون كمربندافراسياب پاره مي شود و او به زمين مي افتد  افراسياب فرار مي كند .پيكارهاي پس از آن كه نزديك به 300 سال به طول مي انجامد .

كيكاووس پسر كيقباد پس از وي پادشاه ايران زمين مي شود . او يك بار به نبرد ديوان مازندران مي رود و سفري هم به سرزمين هاماوران مي كند و يك بار نيز با گردونه يي كه به پاي چهار عقاب گرسنه بسته شده است به آسمان مي رود در هر سه ي پيشامد دچار دردسر مي گردد كه رستم جانش را نجات مي دهد .در سفر رستم از سيستان به مازندران براي رهايي كيكاووس هفت خان رستم پيش مي آيد : كشتن شير ، نجات از گرما، تشنگي، كشتن اژدها ، هلاك كردن گنده پير جادو ، اسير كردن اولاد ديو ، كشتن ارژنگ ديو و در آخر كشتن ديو سپيد .

داستان غم انگيز رستم و سهراب در رمان پادشاهي كيكاووس پيش مي آيد و پس از آن داستان سياوش پسر كيكاووس .

سياوش به فرمان افراسياب توراني كشته مي شود . گيو را به ه توران مي فرستند او كيخسرو پسر سياوش را يافته به ايران مي آورد و كيخسرو شاهنشاه مي شود و در پي انتقام خون پدر بر مي آيد .

سر انجام پس از پيكارهاي پي در پي افراسياب كشته مي شود .

لهراسب كه كيخسرو او را جانشين خود كرده به تخت مي نشيند و پس از وي گشتاسب به پادشاهي مي رسد . زردشت اسپيتمان پيامبر ايراني در زمان او ظهور مي كند. اسفنديار فرزند گشتاسب است .

ارجاسب پادشاه چين و توران است از اينكه ايرانيان دين خود را تغيير داده اند و به جاي بت پرستي اهورامزدا را مي پرستند برآشفته گشته و لشگري به ايران مي كشد .

پهلوان ايران در اين پيكارها اسفنديار است . ارجاسب پليد به بلخ آمده لهراسب را مي كشد و دختران گشتاسب را به اسارت مي برد . اسفنديار لشكر ارجاسب را شكست مي دهد و براي آوردن خواهران خود به توران ميرود كه هفت خان اسفنديار ناميده مي شود . پس ازكشته شدن ارجاسب توراني اسفنديار در نبرد با رستم كشته مي شود  .

شومي ريختن خون اسفنديار سبب مي شود رستم به چاره جويي برادرش شغاد در چاهي پر از نيزه هاي زهر آگين مي افتد و با اسبش رخش كشته مي شود .ولي پيش از مرگ انتقام خود از برادر مي گيرد و او را با يك تير به درخت مي دوزد .

دوره ي شاهي كيانيان به بهمن و داراب و دارا پايان مي پذيرد . دارا مطابق با داراي سوم هخامنشي است كه به دست اسكندر مقدوني كشته مي شود .بايد دانست كه پس از ويشناسب تاريخ كيانيان با تاريخ هخامنشي نزديك مي شود و اين مقدمه پيدا شدن شاهان تاريخي در شاهنامه است .

...........................................................................................................................................

 

 

اگر مرگ داد است ، بیداد چیست ؟

 

 

باورپذیر نیست پذیرش اینکه دخترک 17 ساله ای ؛ که روحش با هنر آمیخته شده یک جانی بنامیم . نه ! باور پذیر نیست .

این چگونه دادگاهی است که با مدارک قطعی به بی گناهی یک دختر ، نا عادلانه رای می دهد .از دادگاهی که خود تعهد را نمی شناسد چندان درو از ذهن نیست . جمهوری اسلامی متعهد به منع افراد اعدام زیر 18 سال است . آن هم کسی که بی گناهیش اثبات شده

آیا چون او یک دحتر است ؟

"دل آرا دارابی" تنها دخترکی است که قربانی لحظه های تاریک زندگی گشته که بی رحمانه بدنامی را برایش همراه داشته اند و می دانم که او تنها یک قربانی است .

ما باید دل آرای بیگناه را از بند بیدادگری زمانه رها کنیم .

دل آرا ۳ سال اسارت را گذرانیده او را در زندان بی عدالتی رها نکنیم... دل آرا یک هنر آفرین است . چگونه او را جانی می نامیم ؟

نه

باور کنیم که او تنها یک قربانی است . قربانی از خودگذشتگی

هم میهنان گرامی به فیلم زیر نگاه کنید دو گوشه ای از نوشته های او را در زندان بخوانید:

 

 

مشاهده فیلم

 

می دانم که پی به ژرفای پاکی او خواهیم برد:

اینک خودتان انتخاب کید . آیا برای نجاتش قدمی بر می داری؟

پس نامه ی زیر را امضا کنید ..

 

امضا نامه

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 16:46  توسط الهام | 

ایران تنها سرزمین مادری ما نیست ... ایران شرافت ماست ... ایران هویت ماست

 

ایران کشور بزرگ مردان است . سرزمین کوروش...

 

ایران سرزمین حافظ و فردوسی و رودکیست .. سرزمین افسانه های مهر . سرزمین سروده

 

های زرتشت

 

جهان دیگری ممکن است

 

که در آن نه می کشند از برای آزادگی

 

و نه می میرند از برای بیدادگری

 

روزی خواهد آمد(؟) که همه ی مردم دنیا دست در دست هم دهیم ... به مهر ... و تمامی

 

مرزهای سیاسی امروز را دور بریزیم و نژاد پرستی و کشورگشایی برگ های تیره ی تاریخ

 را رقم زنند..

 

اما امروز چه؟

 

ایران کشور ما در زیر پنجه های بی مهری است . امروز روز پاسداری است .

 

آزادی ... دادگری...آبادی

 

این شعار ایرانیان است

 

آبگیری سد سیوند تنها یک حرکت بی شرمانه ی دولتی نیست ... بلکه به معنای توهین و تحقیر تمام دستاوردهای یک ملت هزاران سا له است ....

 

کدام ایرانیست که در برابر این توهین ، آرام بماند...

در راستای حمایت از هویت و فرهنگ ایرانی ... ما مردمان ایران زمین باید به خود بیاییم

و این آغاز راه است....

پی نوشت:

 

 

تو ایرانی!

 

هیچ می دانی در کدامین سرزمین نفس می کشی ؟

 

ایرانی ! می دانی شرافت به چه معناست ؟ آزادی را می فهمی ؟ آزادگی را چه طور ؟ داد می

 دانی که چیست؟

 

ایرانی ... تو لحظه ای اندیشیده ای هویت یعنی چه؟ چرا به خاطر پاسارگاد پرپر می زنیم ؟؟؟؟؟؟

تو می دانی پاسارگاد کجاست ؟

 

تو " کوروش " را می شناسی؟

 

تو می توانی تشخیص دهی دروغ را از راستی؟

 

ایرانی تو پروردگارت را می شناسی؟

 

انسانیت را چه؟

 

پس هم اکنون به وجدان پاک خودت پاسخ بده ؟

 

آیا تو آزادی ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 21:14  توسط الهام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خداوند این کشور را از دشمن ، از خشکسالی ، از دروغ محفوظ دارد.
من باور دارم که هر ملتی سرمشق و الگوهایش را باید در تاریخ خود بجوید ؛ و نه در نزد بیگانگان

پیوندهای روزانه
تالار گفتمان دوستداران فرهنگ ایران زمین
spenta production
پایگاه اطلاع رسانی یادمان های باستانی
علیه آبگیری سد سیوند
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1387
اسفند 1386
شهریور 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
آذر 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
پیوندها
تارنمای هخامنشیان
نا گفته های تاریخ
سرزمین پارسیان
تاریخ و فرهنگ ایران
مهر آذر پارسی
اورتالیا
آتشکده ی زرتشت
کورش پیام آور بزرگ
کانون تاریخ ایران
مرا دریاب
گذشته چراغ راه آینده
اسطورگان
انجمن علمي دانشجيان تاريخ دانشگاه تهران
پاورقی
ذوالقرنين
ايران جاودان بمان
ايران ما
من ، خدا ، شيطان
غرور رفته ی ایرانزمین را باز می خواهم
جستاری در گیتی
مانیز
انسان شاخص
کشورهای پارسی زبان
ایران جاودان بمان
وطن پرست
چو ايران نباشد تن من مباد
اوستا شناسي
انجمن دوستداران میراث فرهنگی شهرستان شوش
پان شوشیسم
می خواهم زخمی کهنه را بسرایم
شکسته ساز
یاران ایران جوان
وچ
چه کسی نیمه گمشده من است ؟
تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان
تولدی دیگر
من می اندیشم پس هستم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان