![]() |
![]() |
|
| دیانت و پرستش پیش از زرتشت |
|
ای کاش ای کاش آدمی وطنش را مثل بنفشه ها در جعبه های خاک یکروز می توانست همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست در روشنای باران در آفتاب پاک می خواهم به سه هزار سال قبل باز گردم ؛ به زندگی انسان های بدوی . انسان های نادان که هیچ از جهان پیرامون نمی دانند . کافی است اندکی بیاندیشیم تا اضطراب آنان را درک کنیم . جنگل های تاریک و وحشتزا ، حیوانات درنده ...چه نمودهای عجیبی! شیئی نورانی در آسمان است که همراه با تابش نور می درخشد و در تاریکی جایگاهش را با ماه عوض می کند . و گاهی شب کوتاه می شود و روز به یک باره تاریک می گردد .آتش می سوزاند ، گرما می دهد و زندگی می دهد ... به راستی انسان بدوی بیش از انسان متمدن امروزی به زندگی، به تغییر فصل ها ، به قدرت ناپیدای جهان هستی و خیلی چیزهای دیگر توجه می کرده است .و ترس احساسی که هیچ گاه از پدران ما دور نمی شد... " لوکرسیوس ترس را مادر خدایان می داند ." همین تفکر بود که بشر را بدینجا کشانید که رعد و برق را نشانه ی قهرو خشم و ابر و باران و هوای خوش را نشانه ی محبت بداند . این گونه بود که دخالت خدایان همه ی قضایا را حل می کرد .رفته رفته برای کلیه ی نمودهای طبیعی ، روح خاصی قائل شدند و چون برای هر چیز روح و خدائی قائل بودند تعداد اشیای پرستشی نامحدود بود .ماه در زمره ی اولین خدایان بود ، خدای محبوب زنان ، و بعد ها خورشید جانشین آن شد چرا که این خورشید بود که باعث حاصلخیزی زمین ها می شد .روح انسان بدوی نیرویی الهی را در نمو گیاه و باردار شدن زن میدید و ولادت را نیز تاثیر موجودی برتر از طبیعت می شناخت . اما آن موجود که بود؟ می توان گفت انسان هادر طول تاریخ چیزی نمانده که نپرستیده باشند . اما اگر به دین یا مذهب و مسلک یا مکتب خاصی عقیده داشته باشیم همه جا سخن از وجود مقدسی است به نام ...(- مکتب های مادی) ما انسان ها از گذشتگان خود چیزی را به ارث برده ایم به نام پرستش . آیا تا کنون به این اندیشیده اید که چرا خدا را می پرستید ؟ یا بهتر است بپرسم چرا خدای ارثی خود را می پرستید؟ شاید در دین ارثی ما چنین آمده ... یا شاید هنوز می ترسیم ... تنها یک سخن دارم .دین یا عقیده ی تو هر چه که هست نگذار تبدیل به پدیده ای مادی شود . لازم نیست برای یافتن خدا جای دوری برویم . لازم نیست برای همراه ساختن خدا با خود به خودمان دروغ بگوییم . ... خدا را بپرست برای پرهیزگار شدن ، پاک شدن ، انسان ماندن . برای درک زندگی ، برای کمک به آن ها که تو را می جویند . خدا را بپرست برای انسانیت ...در قلبت به دنبال او باش و به پاکدامنی و آرامش خاطر دست یاب . و چیزی دیگر :تنها برای پول های بیشتر ، برای رفتن به جایی به نام بهشت ، برای داشتن اولاد ، برای سلامت و طول عمر و ... خدا را نپرس . خدا جنبشی مادی نیست . و از کردار تو نه خشمگین می شود و نه خوشنود . دین و عقیده ی من این است : پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک . و می دانم هیچ آیینی خلاف این سخنی نرانده . موفق باشید
پ .ن
با یاد بود از زنده یاد همیشگی کسی که یادش اعماق وجود هر آزاده ای را به لرزه در خواهد آورد بزرگ مردی که یادش تا زمانی که حقیقت زنده است در تاروپود وجودم جاویدان خواهد بود تقدیم به " ف " عزیز و دوست داشتنی مبارزی که تنها برای هدفش زندگی کرد و از میان ما پر کشید... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 2 مهر1385ساعت 12:21 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خداوند این کشور را از دشمن ، از خشکسالی ، از دروغ محفوظ دارد.
من باور دارم که هر ملتی سرمشق و الگوهایش را باید در تاریخ خود بجوید ؛ و نه در نزد بیگانگان |
| پیوندهای روزانه |
|
تالار گفتمان دوستداران فرهنگ ایران زمین spenta production پایگاه اطلاع رسانی یادمان های باستانی علیه آبگیری سد سیوند آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اسفند 1386 شهریور 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 آذر 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
|
RSS
|