![]() |
![]() |
|
| دیانت و پرستش پیش از زرتشت |
|
23 اسفند – آخرین سه شنبه ی1384 – شب چهارشنبه یا چهار شنبه سوری سه شنبه ای که هرگز تکرار نخواهد شد پس قدرشو بدونیم ... سرخی تو از من ، زردی من از تو چهار شنبه سوری ؟ حتما معنی لغوی این گروه اسمی رو می دونید . اگه سور در فرهنگ فارسی به معنی جشن باشه پس با یه نیم تفکر به معنی " جشن چهار شنبه " می رسیم .منظورم همون چهارشنبه ی آخر ساله. . آریان ها پنج روز آخر سال را (5 +360) ؛ که " پنجه ی دزدیده " نام داشت ، به آمادگی برای نوروز اختصاص می دادند .در این پنج روز آتش روشن می کردند تا روح نیاکانشان را به خانه هایشان دعوت کنند , لباس های نو می پوشیدند , دانه های رستنی سبز می کردند , منازلشان را تمیز می کردند ,... تا روح نیاکان که به دیدارشان آمده با شادی و دلخوشی بیشتری به جهان مینوی خویش باز گردند. در روزگار کنونی ، ایرانیان تنها یک روز را به جای پنج روز جشن می گیرند که دلیل آن را نوعی گریز فرهنگی نیز تعبیر می کنند : از زمان ساسانیان به بعد – پس از حمله ی اعراب – تلاش بسیاری از سوی حکومت ها و اعراب برای نابودی سنت های ایرانی صورت گرفت که در حال حاضر نیز ادامه دارد . هدفشان این بود که فرهنگ های بی ارزش عرب را به خورد ایرانیان بدهند – که تا حد چشمگیری موفق شدند – چهارشنبه در فرهنگ عرب – اگر فرهنگ بتوان نامش نهاد – روزی نا مبارک و نحس بوده – مثل نژاد خودشان - به همین خاطر "زرتشتیان " به خاطر اینکه فرهنگ ایرانیشان نابود نشود با بهانه کردن نحسی چهارشنبه این آیین را با اعتقاد عرب متحوش منطبق ساختند و محصول آن شد چهار شنبه سوری .( زنده باد زرتشتیان ) بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است(دکتر کورش نیکنام ) اما مراسم این شب ( مراسم زیر هیچ گونه ربطی با آیین های سنتی آریانی ندارد ) : 1- معمولا خانواده ها قبل از غروب آفتاب بوته ها و خار و چوب و (هر چیزی که قابل سوختن باشه ! ) جمع می کنند و در هفت نقطه ی مختلف ،در کوچه ها یا حیا ط منزل ( یا میدان شهر که دولت برای احترام به عقاید مردمش در اختیارشون قرار می ده ) آن ها را قرار می دهند با غروب آفتاب ، هفت کوه بوته ها با آتشی زندگی بخش می سوزدند و کوچک و بزرگ از روی آین آتش می پرند در حالیکه همگی هم صدا می خوانند : زردي من از تو ، سرخي تو از من غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده و در آخر خاکستر های باقی مانده که حاوی همه ی زردی ها و بیماری های افرادی است که از روی آن پریدن توسط خانواده ها جمع میشه و به دور ریخته می شود . 2-قاشق زنی : در گذشته رسم بر این بودکه زنان و دختران جوان که آرزو یا خواسته ای داشتند ( همون حاجت ) کاسه ای مسی بر میداشتند و با قاشقی بی آنکه حرفی بزنند به بیرون به راه می افتادند و در مقابل هفت خانه می ایستادند و صاحب خانه نیز پولی یا میوه یا شیرینی در کاسه شان می گذاشت . کسانی هم که چیزی در یافت نمی کردند از حاجتشان نا امید می شدند و به اصطلاح بی خییالش میشدن اون سال . 2- فال گوش نشینی: دختران یا زنانی که مراد یا آرزویی داشتند ( سفر یا ازدواج یا زیارت و ... ) از خانه بیرون مممممی آمدند و سر گذر ها گوش به صحبت رهگذران می دانند ؛ اگر صحبت از شادی ها و چیز های خوب بود چنین تعبیر می کردند که به مراد دلشان می رسند و اگر سخن از غم بود و چیز های بد تعبیر چنین بود که به مرادشان در آن سال نمی رسیدند.! 3- کوزه شکنی: تمعمولا بعد از آتش افروزی در یک کوزه ی سفالین کمی زغال به نشانه ی سیاه بختی ، کمی نمک به نشانه ی شور چشمی و یک سکه ی دهشاهی ( عکس روی سکه ممکنه در ازمنه ی مختلف فرق کنه مثلا یک زمانی عکس روی سکه ها عکس رضا شاه بوده و الان ... فکر می کنم اجرای این رسم در دوره ی تاریخی ما اجرا نشه بهتره ، به خاطرعکس سکه رسم خود به خود منسوخ می شه ) به نشانه ی تنگدستی در کوزه می انداختند . بعد کوزه را دور سر تک تک اعضا می چرخواندن و آخرین نفر کوزه را به بام خانه می برد وبر سر بام خانه هم می چرخاند و در آخر کوزه را به کوچه پرت می کردند ( نه رسم خطر ناکیه – نکنین این کارو ) و می گفتند : : «درد و بلاي خانه را دور ریختم » ( ولی نتیجه گیریش خیلی زیباست ) 4- آش چهارشنبه سوری: به آن آش بیمار هم گفته می شده که برای بهبودی بیمار آشی درست می کردند و به بیمار می خوراندند و باقی را بین مردم و فقرا پخش می کردند. 5- آجیل چهارشنبه سوری: یا آجیل هفت مغز که شب چهارشنبه سوری تهیه می کردند . هنگام پاک کردن آجیل هم قصه ی " خارکن "- قصه ی مخصوص آجیل چهارشنبه سوری - را نقل می کردند . امشب ما سبزی پلو با ماهی خواهیم داشت شما رو نمی دونم ... به هر حال امیدوارم به همتون خوش بگذره ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ نوروز 1385 « ساعت 21 و 55 دقیقه و 35 ثانیه روز دوشنبه 29 اسفند 1384 هجری شمسی مصادف با 20 مارس 2006 میلادی » به نوروز جمشید و جشن سده که نوگشتی آیین آتشکده بزرگترین جشن ملی ایرانیان را به همه ی جهانیان تبریک عرض می نمایم . نوروز گواه نامه ی گذشته ها ی دور من و تست ای ایرانی . گذشته هایی که همواره با افتخار از آن یاد می کنیم . گذشته هایی سرشار از روح انسانیت و عشق ... . در تقویم نژاد آریانی نوروز تجلی آفرینش شمرده می شود ؛ نوروز زمانی از برای دوباره زیستن و رهایی یافتن از مرگ زندگی وار . نوروز همواره در سنت های مردمان آریانی حرف اول را می زده و این تداوم همچنان ادامه دارد و خواهد داشت . ایرانیان باستان عقیده داشتند آسمان نخستین بخش از جهان بود که آفریده شد . پس از آن آب ، و سپس زمین و بعد از این ها گیا هان و حیوانات . انسان ششمین مخلوق و آتش هفتمین و آخرین مخلوق بوده است . ششمین روز خلقت مصادف است با نوروز . همراه با جمشید ( یمه ) که معروف ترین پادشاه اسطوره ای ایران می باشد ؛ نماد سلطنتی مهم و و جدیدی معرفی می شود که " فره ایزدی " نام دارد که تخت معروفش را به او ارزانی داشت ؛ و او مانند خورشید تابان بر آن جلوس کرد .در بزرگداشت این واقعه بود که نوروز ، یعنی روز نو یا نخستین روز سال نو ، جشن گرفته شد .در این روز همه ی جهانیان به گرد تخت پادشاه جمع می شدند ، نسبت به او ادای احترام می کردند ، و همراه با شراب و موسیقی و رقص جشن می گرفتند . ایرانیان معاصر و زرتشتیان هند و بعضی ملت های آسیای صغیر این روز را که مطابق با 21 مارس است ؛ جشن می گیرند . در ایران به پاس فصل رستن ، این مراسم 13 روز به طول می انجامد . همچنین رسم است که در ایام نوروز اسفند یا کندر را می سوزانند تا چشم بد و سایر ارواح خبیثه را دور سازند . در رابطه با سفره ی هفت سین نیز این سنت بعد از حمله ی قبایل متحوش عرب به ایران دست خوش تغییر گشته ؛ چرا که تا قبل از ساسانیان "هفت شین " داشتیم و نه هفت سین . که به سنت ما نیز رنگ و بوی اسلامی دادند . در نتیجه تمامی بحث ها و سخن هایی را که در راستای تفسیر نماد های هفت سین می باشد را از همین جا منتفی اعلام می کنم . هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 17:13 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خداوند این کشور را از دشمن ، از خشکسالی ، از دروغ محفوظ دارد.
من باور دارم که هر ملتی سرمشق و الگوهایش را باید در تاریخ خود بجوید ؛ و نه در نزد بیگانگان |
| پیوندهای روزانه |
|
تالار گفتمان دوستداران فرهنگ ایران زمین spenta production پایگاه اطلاع رسانی یادمان های باستانی علیه آبگیری سد سیوند آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اسفند 1386 شهریور 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 آذر 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
|
RSS
|