![]() |
![]() |
|
| دیانت و پرستش پیش از زرتشت |
|
پس از یک سال از افتتاح سد سیوند و در حالیکه مسئولان دولتی هر نوع تاثیر منفی احداث و آبگیری سد بر آثار باستانی منطقه پاسارگاد به ویژه آرامگاه کوروش را تکذیب می کنند ، مسئولان محلی از وجود رطوبت بی سابقه در منطقه تنگه بلاغی و اطراف آرامگاه کورش بزرگ خبر می دهند . در همین زمینه شهردار پاسارگاد گفت : افزایش رطوبت در اطراف آرامگاه کورش و پاسارگاد تا حدی است که هیچ یک از ساکنان منطقه تاکنون چنین افزایش رطوبتی را به یاد نمی آورند و بوی نم و رطوبت شدید از سوی تنگه بلاغی به سوی دشت روان است . پاسارگاد همواره به داشتن آب و هوایی پاکیزه و دل انگیز شهرت داشته است ، این در حالی است که اکنون به خاطر رطوبت بیش از اندازه ، هوای پاسارگاد شرجی شده . شهردار پاسارگاد همچنین گفت: در بخش جنوب غربی آرامگاه که ورودی آرامگاه به شمار می آید ، آب های زیرزمینی بالا زده و سنگ های این بخش نیز رگه رگه شده . " به گفته وی ، میزان نم و رطوبت اطراف آرامگاه و روستاهای مجاور از زمانی بالا رفته که سد سیوند تا اندازه قابل توجهی آبگیری کرده است . همچنین خسروی بیان کرد ، گزارش های دستگاه رطوبت سنج نزدیک به آرامگاه کورش از میزان زیاد رطوبت خبر می دهند . گفتنی است سد سیوند اوایل سال گذشته و با حضور معاون آب وزارت نیرو و وزیر تعاون آبگیری شد ، این در حالی است که بارها کارشناسان در خصوص رطوبت ناشی از دریاچه سد روی آرامگاه کورش بزرگ هشدار داده بودند .
كوروش بزرگ به سال 550 ق. م دولت ايران هخامنشي را بنياد نهاد و پاسارگاد را به عنوان اولين پايتخت خود انتخاب كرد كه دشتي بود پهناور و خرم كه از رودي سيراب مي شدو آثاري كه در اين خطه دلگشا به جاي مانده عبارتند از آرامگاه كوروش (كه در دوره اسلامي به مقبره مادر سليمان مشهور شد)و برج معروف (زندان سليمان ) كه احتمالا آرامگاه كمبوجيه بوده و بخشي از بنا و استحكامات بالاي تل تخت موسوم به تخت سليمان و كاخ بار، كاخ نشيمن و كاخ دروازه (كه بر جرزي از آن نقش انسان بالدار (كه قديمي ترين حجاري از دوران هخامنشي است)) و دو تك بنا، همچنين آثار يك پل و آب نماهاي گلگشت يا فردوس كوروش. پاسارگاد تا زمان آخرين پادشاه هخامنشي به عنوان يك مكان مقدس مورد احترام بود و مراسم تاجگذاري پادشاهان در آنجا برگزار مي شد. آرامگاه كوروش كبير بنايي كه از مهمترين قسمت مجموعه پاسارگاد است ، ساختمان آن به صورت اتاقي با سقف شيب دار ساخته شده است كه بر روي سكويي سنگي 6 پله قرار داشته و مساحت قاعده آن 20/164 متر مربع است. اتاق آرامگاه به ابعاد 25/5×4/6 متر بوده و كالبد كوروش در اصل بر فراز تختي زرين در درون آن قرار گرفته است . قطر ديوار اتاق 5/1 متر و در ورودي آرامگاه در سمت شمال غربي است. سنگ هاي بكار رفته در بنا بسيار بزرگ بوده و برخي تا 7 متر درازا دارند و ارتفاع آنها در حدود 11 متر است در شيب سقف آرامگاه دو حفره بزرگ وجود دارد كه براي سبك كردن سنگ ها و كم كردن از بار سقف ايجاد شده است و برخي اشتباها جاي نگهداري كالبد كوروش و همسر او دانسته اند. آرامگاه كوروش ، در همه دوره هاي هخامنشي مقدس به شمار مي آمده و اين امر باعث گرديد كه در دوران اسلامي هم اين تقدس حفظ گردد. اما تغيير اصل بنا ديگر مشخص نبوده است و از سوي ديگر مردم هم ساختن بناهاي با عظمت سنگي را خارج از قوه بشري مي دانسته اند و براي جلوگيري تخريب آن توسط اعراب ساخت آن ها را به حضرت سليمان نسبت مي داده اند. دردوران اتابكان فارس كه پاسارگاد و تخت جمشيد اهميتي دوباره يافت و حتي پارس و ايران هم (ملك سليمان)خوانده شد با استفاده از ستون ها و سنگ هاي كاخ ها، مسجد جامعي در پيرامون آرامگاه ساخته و محرابي نيز به سنگ درون اتاق آرامگاه حجاري شد ، اما در سال 1350 شمسي ، پس از بررسي ، سنگ ها به جاي اصلي خود منتقل شدند. پس از كشته شدن كوروش كبير در جنگ با سكاها يا ايرانيان شمالي ، جسد وي را موميايي كرده و درون تختي از زر نهاده و اشياي مهم سلطنتي و جنگي او را كنار وي گذارده بودند. در حمله اسكندر مقدوني ، يك شخص مقدونيه اي در اين آرامگاه را شكسته و اشياي آن را تاراج كرده و كالبد را گزند رسانيده بود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 23:14 توسط الهام |
|
|
درود بیکران بر دوستان گرامی و همیشه مهربانم که قلبهایتان برای خاک گهربار این سرزمین پاک می تپد . سرزمینی اهوراییمان ایران چه زبانی شیرین تر از پارسی است و چه شعری دلپذیرترو روح نوازتر از شعر شیرین پارسی که آمیخته ای از زیباترین حس های آدمیست و از این روست که سال دیگر به سال رودکی نامگذاری گشته ... و جشن چهارشنبه سوری : * پيوند ايرانيان آريايي قبل از اشو زرتشت با ايزدان خود نه پرپايه جهل و ترس از آنان بلكه بر اساس مهر و دوستي استوار بود و مردم در مقابل نعمات و سلامتي عطا شده به آنان به جشن (يَزَشْنْ = نيايش شادمانه) ميپرداختند و آنان بايستي با خشنودي و شادي و پايكوبي (نه غم و سوگ و گريه و زاري كه از صفات و علامات اهريمني ميباشد) و در عرصه روشنايي و آگاهي به نيايش و ستايش ايزدان ميپرداختند. *واژه جشن يك واژه بسيار كهن ايراني است، از ريشه يز yas به معني نيايش و ستايش گرفته شده است . جشن در اصل عبارت بوده است از مراسم نيايشي كه بيشتر براي يك پيروزي يا يك واقعه تاريخي يا آسماني كه براي اجتماع سودي داشته است بر پا ميشده و مردم در زمان معيني گرد هم ميآمدند و به ياد آن واقعه، خداوند را ستايش و نيايش ميكردند. اين نيايش به عنوان قدرشناسي همه ساله تكرار ميشده است. معمولا اين نيايشها با رقصهاي مذهبي و خواندن سرود و موسيقي همراه بوده است. * يك دسته از جشنهاي اقوام آريايي، جشنهاي آتش است كه از ميان آن ها دو جشن سده و جشن چهارشنبه سوري از شهرت بيشتري دارد. جشن آذرگان و جشن شهريورگان نيز از جشنهاي آتش بودهاند . *به اعتقاد ايرانيان هرگاه آتش افروخته شود، بيماري ، فقر، بدبختي، ناكامي و بدي محو و ناپديد ميگردد چرا كه از آثار وجودي ظلمت و اهريمن هستند. پس افروختن آتش و بطوركنايه، راه يافتن روشنيِ معرفت در دل و روح است كه آثار اهريمني و نحوست و نامباركي را از ميان برميدارد به همين جهت جشن سوري پايان سال را به شبِ آخرين چهارشنبه سال منتقل كردند تا با طليعة سالنو خوشي و خرم و شادكام گردند. چنانكه از آثار فرهنگي و رسوم كهن ايرانيان برپا كردن جشن و سرور و شادي بوده است و البته اين جشن و سرور و شادي كاملاً جنبه ديني، اجتماعي و فلسفي بخود گرفته است و هدف از آن ارتقاي روح و روان و همچنين شادي تن و جسم براي تلاش، كوشش و سازندگي بيشتر بوده است. ايرانيان مردماني جشن باره بودهاند چنانكه ميتوانيم آثار آن را در كتيبههاي داريوش مشاهده نمود، كه بسيار به، شادي و شادماني ايرانيان آريايي و باورمنديهاي که جزوه آيين زرتشتي بوده، اشاره شده است واز شادي آفريدهي اهورا مزدا و سوگ، اندوه و غم آفريدهي اهريمن نام برده شده است؛ مانند: «خداي بزرگ است ، اهورا مزدا كه آسمان را آفريد، كه اين زمين را آفريد، كه مردم را آفريد، كه شادي را از براي مردم آفريد » *استاد پورداود جشن پريدن از روي آتش و خواندن ترانههايي در آن خصوص را زشت ميپندارد چنانكه در كتاب آناهيتا ميگويد:« در جشن چهارشنبه سوري از روي شعله آتش جستن و ناسزاي چون سرخي تو از من و زردي من از تو گفتن، از روزگاراني است كه ديگر ايرانيان مانند نياكان خود آتش را نماينده فروغ ايزدي نميدانستند آن چنانكه در آتش افروزي جشن سده كه به گفته گروهي از پيشينيان ، پرندگان و چارپايان را به قير و نفت اندوده، و آتش ميزدند، از دوران پس از اسلام است. » *در زمان ساسانيان هم مراسم چهارشنبه سوري برگزار ميشد اما به علت تقدس آتش هرگز روي آتش نميپريدند بلكه به دوره اين آتش شادي و پايكوبي ميكردند . *همچنين از لحاظ استوره شناسي ، پريدن از روي آتش را ميتوان به گذر از آتش سياوش، براي اثبات بي گناهياش نسبت داد.در دوران باستان و حتي پس از آن در بسياري از تمدنها ، گذر از آتش براي اثبات بيگناهي انجام ميشده است. *در گذشتههاي دور آرياييان به گرد آتش جمع ميشدند و با نوشيدن شيره گياه هوم (هَئومَه haoma) و با پايكوبي و هلهله و شادي به قرباني حيواني (معمولاً گاو) ميپرداختند و بخشي از آن گوشت را به آتش ميافكندند زرتشت غريوهاي مستانه و افكندن گوشت قرباني در آتش و آلوده كردن آن را نفي كرد و كشتن جانوران را به رنج، و تباه كردن گوشت آن را كاري اهريمني به شمار آورد و در برابر اينها خشنودي و پايكوبي و شادماني از هستي و آفرينش را در گرد آتش درست و برابر با اَرْتَة (فضيلت، سامان و نظم هستي ) و نيكوكارانه شمرد. مطابق قول و حدس استاد ذبیح بهروز چهارشنبه سوری جشنی است مانند بیشتر جشنهای ایرانی که با ستاره شناسی بستگی تام داشته ومبدا همه ی حسابهای علمی تقویمی بشمار می رود. در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ های کهن را درست و منظم کرده است؛ پس به نظر ایشان در سال 1725 پیش از میلاد،شبی که در روز آن زرتشت تاریخ را اصلاح کرده است، به یادبود آن ، همه ساله مردم ایران جشن بزرگی بر پا کرده و با آتش افروزی،شادی خود را آشکار و اعلام کرده اند و آن رصد و اصلاح تاریخ تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبه سوری ( شب جشن سوری) یا جشن سوری باقی و جاری مانده است. * شواهد دلالت بر آن دارد كه اين جشن از اوايل قرن هفتم هجري به دست فراموشي سپرده شد، سپس با عناويني ديگر از سدههاي دهم معمول شد. *هاشم رضي در كتاب گاه شماري و جشنهاي ايران باستان، درباره چهارشنبه سوري مي نويسد:" ايرانيان در يكي از چند شب آخر سال جشن سوري را كه عادت و سنتي ديرينه بود، با آتشافروزي همگاني برپا ميكردند. *آقاي هاشم رضي تاريخ برگزاري جشن سوري را در ايران باستان از سه مرحله بيرون نميداند يا در شب بيست و ششم از ماه اسفند، يعني در نخستين شب از پنجة كوچك يا نخستين شب از دهشب و روز فروردگان قراردارد، يا در اولين شب پنجه بزرگ يا پنجة«وه» كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز جشن هَمَسْپتْمَدَم و آخرين گاهنبار و جشن آفرينش انسان است. *جشن سوري در قدمت برابر است با اعتقاء آرياييها و به ويژه مردم ايرانزمين به فروهرها يعني ارواح پاكنیاکان. *که البته بايد ريشه آن را در اوستا و گاتهاي زردتشت پيدا كرد چنانكه در فروردين يشت پاره 49 آمده « فروهرهاي نيك تواناي پاك در هنگام) جشن گهنبار) همسپتمدم از آرامگاه خود به سوي زمين فرود آيند و ده شب پي در پي از براي آگاهي يافتن از بازماندگان در اين سرا بسر برند.» » . آتش را ميستايم كه آفريدهي پاك اهورا مزدا ميباشد» پس تقدس آتش به دلیل آفریده شدن آن توسط اهورامزدا بوده و خودِاتش به منظور یاری و استمداد جُستن ستايش نميشده است. *ميتوان مدعي شد كه در يكي از چند شب آخر سال ايرانيان جشن سوري را كه عادات و سنتي قديم آنان بود، با آتش افروزي همگاني بر پا ميكردند، بي گمان سالي كه اين جشن به شكلي گسترده و فراگير برقرار بود، مصادف با شب چهارشنبه شده و چون در روزشماري و فرهنگ تازيان ، چهارشنبه نحس و نامبارك و بديمن محسوب ميشده است از آن تاريخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوري به شادماني پرداخته و به اين وسيله از نابودی این جشن توسط اعراب جلوگیری کنند. * در گاهشماری ایرانیان هر یک از30 روز ماه نامی ویژه داشته است ( امرداد ، دی بآذر، آذر ، ... ، سروش ، رشن ، فرودین ، ورهرام ، ... ، شهریور ، سپندارمزد ، خورداد و..) . *استاد پورداود در این باره می نویسد:" آتش افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیینهای دیرین است . شک نیست که افتادن این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبه ی سال ، پس از اسلام رسم شده است...روز چهارشنبه یا یوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسی است... ". *بيگمان فلسفه انطباق جشن سوري با چهارشنبه و اينكه جشن سوري ايراني چگونه نحوست و شومي چهارشنبه را از بين ميبرد، ميتواند اين باشد كه آتش در نزد ايرانيان آريايي مظهر روشني، پاكي ، طراوت ، سازندگي و تندرستي و در نهايت مظهر اهورا مزدا «خداوند» است، بيماريها ، زشتيها ، بديها و همة آفات و بلايا در عرصه تاريكي و ظلمت مظهر و نماد اهريمن ميباشند. برخي آيين های جشن چهارشنبه سوري خواجه پیروز (آتش افروز) چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش آفروزان که پیام آور این جشن اهورائی بودند به شهرها و روستاها می رفتند تا مردم را برای این آئین آماده کنند. آتش افروزان ، زنان و مردانی بسیار هنرمند بودند که با برگزاری نمایش های خیابانی، دست افشانی ها ، سروده ها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می پرداختند. هدف آنها انتقال نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. آنها که زنان و مردان شادی بخش خوانده می شدند در روزگار ما هنوز نمود کوچکی از خود را زیر نام خواجه پیروز یا حاجی فیروز زنده نگاه داشته اند که البته از هنرمندی زن یا مرد آتش افروز در دوران گذشته بسیار دور است. از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، آتش افروزان در تمام نقاط شهر و ده آتش می افروختند که آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می داشتند. دختران و پسران دور آتش گرد می آمدند و به پایکوبی و سرود خوانی و پرش از روی آتش می پرداختند. این آتش ، نماد و نشانه ی نیروی مهر میترا و نور و دوستی بود. آیین آتش افروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام "چهار شنبه سوری" بر خود گرفته است. بنا بر باور ایرانیان ، هنگام جشن سوري می بایست از خانه بيرون رفت و همپای دیگر مردمان جشن گرفت و شاد و سرخوش بود تا سا ل جديد همراه با شادی و پیروزی باشد. فرهنگ ایرانی همواره ستایشگر و پاسدار شادی بوده است. بسياري از مراسم كنوني كه در پايان سال يا چهارشنبه سوري باقي مانده است كنايه از اهداي نذور و فديه ارواح و فروهرها ميباشد ودر اين شب سال، به زيارت اهل قبور رفتن و نذري جهت اموات دادن و مراسم آتش افروختن بر بامها؛هنوز ميان زرتشتیان و بسياري از مردم روستاها جهت راهنمايي فروهرها مرسوم می باشد؛ اهداي آجيلِ مشكلگشا كه همان لُرْك lork يا آجيل هفت مغز زرتشتان است ،و مراسم فال كوزه و كجاوه بازي و شال اندازي و ... ميان مردم آذربايجان و ...، جاي پاي مشخصي در رسوم ايرانيان قديم دارد. لُرْك يا آجيل مشكل گشا: يكي از مراسم قابل توجه در شب چهارشنبه سوري ، فراهم آوردن آجيل مشكل گشاست. زرتشتيان به اين آجيل هفت مغزينه لرك ميگويند. آتشافروزي غروب آخرین سه شنبه ی سال زمان ویژه ای براي آتشافروزي و پريدن از روي آتش است. در این شب ایرانیان در گوشه و کنار کوی و برزن ، آتش های بزرگ می افروزند ( هفت بوته ی آتش به نشانهي هفت فرشته و امشاسپند ) و دور آن به رقص و پایکوبی می پردازند . فال گوش فال كوزه و فالگوشي ايستادن نيز امروزه جاي پاي مشخصي در گذشتهها دارد بيگمان در روزگاران گذشته نه فقط دوشيزگان بلكه كليه جوانان به زير بامها در جاهاي خلوت ميايستاند به اميد اينكه در چنين ايامي كه فروهرها به زمين نزول كرده و ميان خان و مان خود وارد شدهاند آنان را به نجوا از آيندهشان آگاه سازند. چون بر آن بودند كه ارواح از آينده اطلاع دارند و امروزه اين رسم و سنت به شكل فالگوش ايستادن دوشيزگان باقي مانده است. قاشق زنی رسم ديگر قاشقزني است. بدین گونه كه زنان و پسران جوان چادر بر سر مي كنند، روي خود را ميگيرند و به خانه ی همسايگان و آشنایان مي روند. صاحبخانه از آوای قاشقهايي كه به كاسه ميخورد، در خانه را باز مي كند و آجيل چهارشنبهسوري، شيريني، شكلات، نقل و گاه پول در كاسه ی آنها مي ريزد. شال اندازی در بسیاری روستاها به ویژه آذربایجان و مرکز ایران ، پسران جوان از روی بام خانه ی نامزد خود شال به پایین می اندازند و دختران در گوشه ی شال ، شیرینی و آجیل و... می گذارند. این رسم را شال اندازی گویند. در روستاهاي لرستان ، مردان جوان قبل از غروب اسبهايشان را بيرون ميآورند و نمايشي اجرا مي كنند. در شهرهاي ديگر، پسران براي ايجاد هياهو دست به کارهایی شگفت انگیز مي زنند. كوزههاي گلي را با باروت پر کرده ، فتیله ای در آن قرار داده و روي آن را ميكوبند تا سفت شود ؛ سپس با افروختن فتيله اینگونه به نظر مي رسد كه از كوزه آتش بيرون مي جهد . گيلانيها خاكستر آتشافروزی جشن سوری را بامداد چهارشنبه ، پاي درختها ميريزند و باور دارند كه درخت ها بارور ميشوند. پختن آش ، خوردن آجيل چهارشنبه سوری ، کوزه شکستن و گره گشا و دفع چشم زخم و بخت گشايی و شب نشينی ، همه از مراسم اين شب فرخنده است. اهداي آجيل و شيريني در شب جشن سوري : در آذربايجان رسم كجاوهاندازي و در روستاهاي نزديك تهران رسم شالاندازي از شبهاي نزديك عيد نوروز و شب چهارشنبه سوري كنايه از نياز و فديه به فروهرهاست و آن چنين است كه در اين شب جوانها جعبههاي كوچكي با كاغذهاي رنگين به شكل كجاوه ميسازند و ريسماني به آن ميبندند و بر بام خانهها ميبرند. و كجاوه را از كنار پنجرهها يا از سوراخ بالاي بام ميآويزند و صاحبخانه شيريني و خشكباري را كه قبلاً به همين منظور تهيه كرده است در كجاوه مياندازد. همچنين رسم قاشقزني در تهران و بسياري از جاهاي ايران كه شكلديگري از كجاوهاندازي است به يادگار مانده است. مراسم چهارشنبهسوري در گيلان يكي از بزرگترين و مهمترين مراسم كهن است كه همهي مردم با اعتقادي بسيار، آن شب را شب برگشت روان درگذشتگان (فروهرها) ،شب درخواست و حاجت و رسيدن به آرزوها ميدانند. آنان معتقدند كه روانهاي درگذشتگانِ نياكانشان در آن شب به خانههاي خود باز ميگردند و افراد خانه براي خوشنودي آنان و كمك خواستن از آنان براي بسياري از امور زندگاني و برآوردن نيازها، خانه و پيرامون آن را پاكيزه كرده و هفت نوع غذا آماده ميكنند. از جمله مراسم ديگر مردم گيلان برافروختن آتش در بلندترين جاي خانه، خانهتكاني، خريد آينه و اسپندِ هفترنگ و گمَج (ظرف سفالي) جستجوكردن چهارشنبه خاتون در آبها، خرس بازي، برگذاري مراسم عمو نوروز ، تفأل و فال زني، قاشق زني و ... ميباشد. شبهاهت بسيار زياد اين مراسم و سنت در اين شب از آذربايجان تا خراسان و از شمال تا جنوب ايران در هر كوي و برزني نشان از ريشه تاريخي و باستاني و اهورايي و ديني اين جشن در ميان ايرانيان باستان و آريايي دارد. در كردستان و ميان كردها، با وضوح بيشتري جشن سوري يا جشن آخر سال در همانندي با جشن سوري باستان و ايام فروردگان باقي مانده است. هماننديهاي آن به قول آقاي هاشم رضي شگفت آور و موارد آن چنين است كه مراسم در آخرين شب سال برگزار ميشود، كه جشن آخرين گاهنبار يا همستپتمدْم است كه جشن آفرينش انسان ميباشد و به نوروز مربوط نيست چون دءنای است و پيش از آغاز سال فصلي برگزار ميگردد. مراسم راز و ري و كنايت آميز با تاريك شدن آفتاب و با افروختن آتش شروع ميگردد . اين آتش را هم، در كوي و برزن ميافروزند و به گرد آن شادي و پايكوبي ميكنند. و در مرحلهي دوم به روي بامها ميافروزند كه هنوز در ميان زرتشتيان مرسوم است و در شب آخر سال سفرهي رنگيني ميگستردند با بهترين خوراكها و تشريفات، و لازم بود بوي بهترين خوراك در خانه پراكنده باشد و معتقد بودند و هستند كه روان درگذشتهگان (فَرْوَهَرها ) به خانههاي خود نزول كرده و از ديدن آن همه نعمتو فراواني و پاكيزگيِ بازماندگان شاد ميشوند و از اينكه آنان را فراموش نكرده و مراسم و آئين به جاي ميآورند در حق بازماندگان دعاي خير كرده و آنان را نيرو و بركت ميبخشند. نوشته های بالا گوشه ای اندک از آن دانشی است که هر ایرانی باید - باید آن را بداند تا بتواند نه تنها هویت و فرهنگ خود را نگهداری کند بلکه با نگرشی ژرف و نه نگرشی نمادین به برپایی درست این جشن باستانی ارزنده بپردازد . آتش در تمامی نگرش های بشری جایگاه ویژه ای داشته و از ابتدای یافته شدنش به وسیله ی انسان جایگاهی والا یافت و این در حالی بود که در ادیان به گفته ی خود آسمانی نیز جایگاه انکار ناپذیری داشته چه در دین زرتشتی که به بهترین شکل با احترام به آتش و خاک و آب و باد ( 4 عنصر حیاتی) به سپاسگزاری از خدا پرداخته و چه در دین اسلام که آتش را یکی از مجازات های آخرت دانسته که نقش پاک کنندگی دارد و همچنین در مسیحیت و یهود نیز به همین شکل... گاهنبار: تقسیم سال زرتشتی به شش فصل را که یادآور شش مرحله آفرینش می باشد، را گاهنبار می گویند.فصل= گاهنبار ما ایرانیان از دیر باز آموخته ایم که باید به آفریده های پروردگارمان ارج نهیم . به آتش ، آب ، خاک ، باد ... و انسان ها . با برگزاری جشن های سپاس از پروردگار و ارج نهی به یکدیگر و رعایت حقوق دیگران ما ایرانی خواهیم بود ... پی نوشت در نوشتار این متن ، اساس بررسی آیین مهر در ایران باستان است لازم است نکته ای آشکار گردد . در ایران باستان نه تنها هر روز ماه نامی داشته ، تقسیم بندی ماه به هفته نیز در آیین مهر آمده . بنابراین 2 نکته از این نوشتار آشکار می گردد : 1- نام درست این جشن چهارشنبه سوری می باشد 2- شوربختانه بسیاری از نوشتارهایی که انگاشته می شود تقسیم بندی ماه به هفته را برگرفته از دگر فرهنگ ها می دانند اما به تمامی پژوهش گران و دوستداران فرهنگ سفارش می کنم تا به بررسی آیین مهر در ایران باستان بپردازید تا متوجه شوید که بسیاری از فرهنگ هایی که امروزه در جهان حکمفرماست از ایران بوده.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 23:33 توسط الهام |
|
|
همه فکر می کردند بی صداست آرام و بی صدا و لبخندهای او زمانیکه پاک میکرد آتش زمانیکه دستانی بودند که عشق را لمس کنند که از شکوه پاکی بگویند از لبخند زرتشت از عشق زرتشت کودکی بود کودکی که اورا همچون ماه یافتند و زرتشت سرایید فره از دنیای نور ، خورشید ، ماه ، ستارگان سرچشمه گرفت.... دوغدو ، مادر زرتشت ، فره را در پیکر خود حمل می کرد و این فره چندان نورانی بود که این زن در تاریکی می درخشید.......... به رسم تمامی افسانه های پاکی او را جادوگر خواندند . پدر ، دوغدو را از خانه بیرون راند و دوغدو را سرنوشت به سوی خانواده ای به نام اسپیتمان کشاند و پورشسب..... زرتشت را سروران آب ها و گیاهان ، خرداد و امرداد بر زمین بارانده اند .... زرتشت را هیچ آتشی نمی سوزاند . او خود پاکی است . این چگونه عشقی بود که " هدایت " را تا اوج جاودانگیش کشانید ؟؟ رویایی بود این سرزمین که شکوهش را گاتها فریاد می زنند و لرزش قلب من در سحرگاه ، نیایش تو را می خواند ..... این جا خود جهنم است . می دانم این جا واژه ها مرده اند . فریادی نیست . حرفی نیست .... از من نخواه که سکوت کنم من ایمانم را از دست نخواهم داد . ایمانم به این خاک اهوراییم نه ! من فنجان شیر نمی خواهم ، من از جاودانگی بیزارم ... معرفت برایم دشوار است ، این عطر خوش را هم نمی خواهم و نه اناری که رویین تن شوم من تنها تنها تنها سکوت زرتشت را می خواهم.............
--------------------------------------------------------------------------------------------
سرنوشت شوم دریای مازندران همیشه فکر میکردم قراردادهای ننگینی چون ترکمنچای جزو تکرار ناپذیر تاریخ سرزمینم هستند و دیگه اجازه نمی دیم سرزمین مادریمونو این طور به حراج بگذارن ... غافل از اینکه برگ های تیره ی تاریخ همچنان ادامه داره ... همیشه در طول تاریخ دو سوم از دریای مازندران متعلق به ایران بوده و ما با قبول 50% از سهم این دریا خیلی پیش تر کشورمون رو به تاراج گذاشته بودیم و حالا ناباورانه می بینیم که جمهوری اسلامی بی شرمی رو به جایی رسونده که به سهم پایین تری از 17% رضایت داده که اون هم بعید می دونم نصیبمون بشه چرا که ترکمنستان به همین سهممونم چشم دوخته . داریم کشورمونو مثل گوشت قربونی بین روسیه و ترکمنستان و قزاقستان و آذربایجان تقسیم می کنیم و همه ی اینا رشوه ایه برای اینکه پوتین آشغال با فعالیت های هسته ای ما موافقت کنه و در جنگ احتمالی علیه آمریکا طرف ایرانو بگیره ... زهی خیال باطل این روسای کثیف چه موقع به قول و قراراشون پایبند بودن ؟؟ و اصلا انرژی هسته ای چقدر مهمه که به خاطرش احمدی نژاد شرافت سرزمینمونو به حراج می گذاره ؟ ما تا کی باید چوب یه مشت شرو ورای این احمدی نژاد ها و خاتمی ها و رفسنجانی ها و آشغالایی مثل اونا رو بخوریم؟ پس منافع ملی ما چی میشه ؟ یعنی این شعار احمقانه ی مرگ بر آمریکا این قدر ارزش داره که به خاطرش خون هزاران شهید رو لگد مال کنیم فراموش نکنید که رزمندگان ما رفتن تا یک وجب از خاک ایران به دست دشمن نرسه و حالا حکومتی که خودش این جنگ رو آغاز کرد خیلی راحت مرزهای سرزمینمونوبه تاراج میگذاره .... درست شبیه به تاراج گذاشتن دختران و پسران ایرانی در بازارهای کویت و عربستان .... درست شبیه تاراج یادمان های فرهنگیمون که شاه بیتش سد سیونده ... در جنگ ایران و عراق تمام موشک هایی که خانه های ما رو ویران کرد ، خون جوانانمونو ریخت ، زندگی ها رو از هم درید روسی بودن ...باز هم باید بگیم مرگ بر آمریکا؟ پس کی مرگ بر روسیه ؟؟ من نمی فهمم اسرائیل چه ربطی به ما داره که ما خواهان نیستی اون از صفحه ی روزگاریم ... می دونید که لبنانیا در حال حاضر از ایرانیا متنفرن ؟ و مطمئن باشید فلسطینی ها هم پس از آزادی رفتار دیگه ای جز این با ما نخواهند داشت ... و این پوتین آشغال .... این روسیه ی کثیف همیشه و همیشه و همیشه ایران رو تاراج کرده و می کنه |
|
+ نوشته شده در
شنبه 24 شهریور1386ساعت 21:21 توسط الهام |
|
|
"فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران بزرگ را تشکیل دهند....." این نوشتار از درخشان ترین دوره های تاریخ سخن می گوید . از آن زمان که تاریخ مهربانی و بزرگی را از آزاده گی مردی ایرانی به نام کوروش آموخت . از آن زمان که قدرت و اقتدار را می شد بدون فریب دارا بود . مهربانی و عشق به ذرات خاک این سرزمین بود که بزرگی که آزادگی که پاکی به همراه داشت و این عشق است که پارس را جاودان می سازد . مهم نیست تیرگی ها چه می گویند مهم نیست صدای بلند اهریمن مهم اینست در خاکی ؛ در آسمانی نفس می کشیم که روزگاری کوروش کبیر ، داریوش بزرگ، خشایار شاه ، کمبوجیه ، رکسانا، ماندا ، ردمنا ....در پاکیش زیسته اند. انسان هایی از پوست شیر - نارضایتی مردمان پارس و ماد مهمترین دلیل سقوط ماد ها بود . - نبونید پادشاه بابل چنین می گوید : ایخ توویگو (شاه ماد) با قشونی به پارس به قصد کوروش حمله نمود و در نزدیکی پاسارگاد جنگ سختی روی داد که کوروش پیروز گشت . - ایران هخامنشیرا می توان بزرگترین دولتی دانست که تا آن زمان تشکیل شده بود . 46 گونه و نژاد با مذاهب و زبان ها و عادات و رسوم مختلف با آرامش می زیستند . - دولت هخامنشی در زمان داریوش بزرگ به بالاترین درجه ی وسعت خود رسید – بهترین سند در این زمینه کتیبه ای است که از لحاظ تاریخی مانند ندارد که در مقبره ی این شاه در نقش رستم کنده شده است . - از شرق تا غرب از سواحل اقیانوس هند تا سواحل دریای آدریاتیک و قرتاجنه . از شمال به جنوب از ماورای سیحون تا حبشه . - از ممالک تابعه ی ایران هر مملکتی آزاد بودند که موافق اعتقادات مذهبی خود رفتار نمایند . - مذهب شاهان هخامنشی و اهالی ایران به هیچ شکلی به آن ها تحمیل نمی شد و هر مملکتی مختار بود سلسه امرا و روحانیون خود را حفظ کند .( چون : مصر ، قبرس ، فنیقیه ، یونانی ها ...) - افراد ممالک تابعه مالیلت می پرداختند و وظیفه داشتند در هنگام جنگ سپاهی به مکان های گفته شده بفرستند . - ترتیبات آریایی در آن زمان بسیار قوی بوده . داریوش بزرگ در معرفی خود چنین می گوید : من داریوشم – پسر ویشتاسب ( خانواده ) ، هخامنشی (تیره ) ، پارسی ( قوم) ، آریایی ( ملت ) - - عدالت (دادگری) در ایران قدیم اهمیت بسار داشت . و شاهان نسبت به قضات خیلی سخت و گاهی بیرحم بودند.چنانکه فردی به نام سی سامنس را که شغل قضایی داشت و رشوه گرفته بود کمبوجیه به اعدام محکوم نمود . - موافق قانون در ازای جنایتی که کسی مرتبه ی اول مرتکب می شد حکم اعدام صادر نمی کردند . اگر کسی مرتکب کار بدی شده در مقابل گناه وی کارهای خوب او را نیز باید در نظر گرفت و اگر کارهای بد برتری داشت مجازات داد . - موارد خیانت گوشها یا بینی او را می بریدند چون گئومات. - پارس در آن زمان بزرگترین و قدرتمندترین سپاه با نام لشگر جاویدان با 10000 می بایست مسلح و آماده باشند و جز ساخلوهای ولایت باقی قسمتها چریکی بودند . یعنی در مرکز و ولایات در هنگام از اهالی مردم عادی که نا آگاه به امور جنگی بوده و رابطه ی معنوی نیز با یکدیگر نداشتند کمک می گرفتند . - دلیل عدم پیروزی ایرانیا در جنگ با یونان این بود که اسلحه ی دفاعی سپاهیان محکم نبود . اسلحه ی سپاهیان جاویدان در قلب سپاه جای می گرفت و اگر در هنگام حمله دشمن حمله می کرد چون اطرافیان که قدرت کافی نداشتند به همان اندازه پیش بروند و در نتیجه سپاه هم مجبور به عقب نشینی می شد . - ایرا در دریانوردی در صورت لزوم از یونانی ها و فنیقی ها کمک می گرفتند و به طور کلی دیانوردان خوبی بودند . - دولت هخامنشی امنیت سرزمین های بزرگ ایران را حفظ می کرد . از این جهت مردم می نوانستند به زراعت و کسب ئ تجارت با راحتی خیال بپردازند و مردمان غیر ایرانی نیز از این امنیت برخوردار می شدند . افراد ثروتمند در سرزمین های ایران و تابعه ی ایران کم نبودند . - آنگونه که از اوستا ، کتیبه و آثار شاهان هخامنشی یگانه پرست بودند و خداوند بزرگ – اهورامزدا را می پرستیند . از زمان اردشیر دوم ارج نهی به ناهید پرستی (یزت ) ایزد آبا رواج دوباره ای یافت . البته این عقیده ی پادشاه بود . - مغ ها در این دوره نفوذی در امور دولتی نداشتند و تنها برای اجرای آداب قربانی دعوت می شدند . - آریا ها همواره به آزادی دینی بر خلاف سامی نژادها اعتقاد داشتند . دولت ساسانی بعدها تاثیر زیادی از سامی ها گرفت . - یکی از خصوصیات ممتاز ایرانیان قدیم هنر آفرینی و تلاششان برای آموختن هنر و ارج نهادن به آن بود .طوری که معماری و حجاری ایرانی در این دوره ترکیبی از سرزمین های تابعه بوده و سلیقه ی ایرانی با ظرافت و زیبایی بسیار تناسبی به شیوه ها و سلایق مختلف داده و روح ایرانی را در آن دمیده است . - صنایع زمان هخامنشی با وجود اقتباسات صنایع ملی محسوب می شود . علت : 1- تناسبی که بین شیوه های مختلف هنگام ترکیب آن ها ایجاد کرده اند . 2- شکوه و بزرگی بناها ، چه این عظمت در هیچ جا سابقه ندارد . 3- وفور تزیینات و تجملات .که ارزش بسیاری در تمام تاریخ داشته . - آثار به جا مانده از شاهان هخامنشی غالبا از خشت خام بوده به استثنای پله ها و ستون ها یا حیواناتی که از سنگ ساخته شده اند . پاسارگاد - پاسارگاد پایتخت قدیم سلسله ی هخامنشی بوده . این بنا به مناسبت فتح ماد بنا شده . اگرچه تمام قسمت ها جز ستون هایش تخریب گشته اما شکل کلی که در هزاران سال پیش داشته قابل تشخیص است . همچنین کتیبه ای از کوروش به دست آمده که محو شده . - در نزدیکی این بنا ، بنای با شکوه از سنگ با شش مرتبه قرار دارد .که آرامگاه کوروش بزرگ می باشد . البته برای جلوگیری از تخریب آن در زمان حمله ی اعراب به ایران نام قبر مادر سلیمان بر آن گذارده اند .. در نزدیکی بنا کتیبه ای یافته اند که ترجمه اش این است: من کوروش ، شاه هخامنشی هستم . - در پاسارگاد تصویری برجسته که در سنگ حجاری شده ؛ این ایستاده دستش به پیش دراز و دارای دو بال می باشد ( مشابه آسوری ها ) ولی ریش پارسی و تاج مصری و لباس عیلامی بر تن دارد . سابقا تصور می شده تصویر کوروش کبیر می باشد . تخت جمشید - یونانی ها تخت جمشید را پرسپولیس می نامند . پایتخت جدید پادشاهان هخامنشی بوده . قسمت عمده ی این بناها داریوش اول و خشایار ساخته اند .این بنا روی بلندی وسیعی ساخته شده که تخت جمشید نام دارد . پله کانی شخصی را به بلندی مزبور هدایت ی کند . تعداد پله ها 106 است .این پله ها منتهی به یک عرصه ی بلندی می شود که در آنجا تالار صد ستونی قرار داشته . کاخ داریوش و خشایارشاه نیز در اینجا قرار داشته . - تالار خشایارشاه در ابتدا 64 ستون داشته که 13 عدد آن هنوز پابرجاست .ارتفاع ستونها تقریبا بیست ذرع است .پله کان مزبور مزین به حجاریهایی است که تصاویر مردان درباری و اشخاص دیگر را نشان می دهد . - تخت داریوش روی دست 28 مجسمه قرار گرفته و هر یک از مجسمه های سنگی نماینده ی مملکتی می باشد . - داریوش بر تخت قرار گرفته و پشت سر وی شخصی ایتاده که گمان می کندد خشایارشاه باشد . نقش رستم - از مقابر شاهان هخامنشی 3 مقبره در پشت تخت جمشید و مابقی در یک فرسنگی محل مزبور موسوم به نقش رستم قرار دارد . - این مقابر در کوهها کنده شده ، در نقش رستم سردابی دارای 9 مقبره می باشد که عبارت از یک دهلیز و یک اتاق می باشد .در این سرداب 9 مقبره قرار دارد . تنها مقبره ی داریوش بزرگ دارای کتیبه می باشد . شوش - شاهان هخامنشی بناهای بسیاری در شوش ساخته اند که افسوس تنها تلی خاک از آنان بر جای مانده - از حفریات شوش سرستونی به دست آمده که متعلق به زمان داریوش اول است - فریزی ( نوعی کتیبه ) یافته شده که از کاشیها ساخته شده و در صورتی که این کاشیها را به هم پیوست دهند صورت سه نظامی ایرانی مشاهده می شود که به لباس نظامی آن زمان ملبس و اسلحه اینان کمان و ترکش و نیزه ای است که به دست گرفته و از زمین بلند نگاه داشته اند .گویی در حال دادن سلام نظامی بوده اند . کاشیهای گفته شده دیوار تالار یا آپادانا – قصر شوش را می پوشانیده اند . این اثر ارزشمند اکنون در موزه ی لوور پایس معروف به تیراندازان ایرانی یا جاویدان هاست . (less immortels) . سروستان و فیروز آباد - این دو مکان در راه شیراز به داراب گرد و بندر عباس واقع است . در این مکان ها گنبد ها و طاق هایی از بناهای پیشین باقی مانده مانده است . - دیولافوآ این دو بنا را از زمان کوروش بزرگ می داند .وی عقیده دارد ساختن طاق اختراع ایرانی می باشد و نه رومی . آتشکده ها - آثار آتشکده هایی نیز در نقاط مختلف ایران با نام آتشگاه دیده می شود . - یکی از معروفترین آنها سنگ مکعبی است موسوم به تخت طاووس که در پاسارگاد در نزدیکی آرامگاه کوروش بزرگ قرار دارد . برخی افراد تخت جمشید را با " استخر " اشتباه می گیرند . استخر شهری بوده که برخی محققین بنای آن را منسوب به زمان پیش از آمدن آریایی ها به ایران می دانند و کمینه متعلق به 2000 سال پیش از میلاد مسیح می باشد . تخت جمشد در قرن 6 ق وم بنا شده است .
چه کسانی هم میهنان آذری را فریب می دهند ما ایرانیان به هم میهنان آذریمان افتخار می کنیم چرا که بابک خرمدین ، اولین مبارزی بود که برای آزادی کشورش ایران در مقابل عرب ها ایستاد . ما به مردمان اردبیل گرامی ارج می نهیم چرا که زرتشت از این سرزمین ظهور کرد . ما به کردها افتخار می کنیم چون کاوه از این سرزمین برخاست و.... همه ی ما به سرزمین اهورایی ایران تعلق داریم و دست در دست یکدیگر کینه و نفرت را باید دور بریزیم و دشمنانی که امروز به ظاهر خود را ایرانی نامیده اند و بر ما حکومت می کنند از خاکمان بیرون بیاندازیم چه خصومتی است با پار سها در حالیکه شما آذری ها اصالتا از ما پارس ترین و تنها بر اثر حمله هایی که به ایران شد لهجه تان تغییر کرد ؟ مگر هم میهنان خراسانیمان را نمی بینید ؟ . اما مشکل این جاست که عده ای از دشمنان ایران ، این روزها از تعصبات قومیتی مردم سوء استفاده می کنند . از جمله در تارنگار زیر شما نمونه ای از این دست وبلاگ ها را مشاهده می کنید . این ها ضد ایرانیانی هستند که با زبان ترکی ، مردم هم زبان نشان را فریب می دهند . با دروغ ها آتش خشم و کینه علیه پارس ها را در آنان شعله ور می سازند . در حالیکه آذری ها بی شک پارس هستند و تنها این تغییر لهجه در مورد آن ها بر اثر حمله ی ترک های عثمانی رخ داده . و این قومیت کاملا ایرانی همواره پاسدار و حامی ایران بوده و نونه ی آن بابک خرمدین است که به خاطر ایران جانش را نثار کرد اما این خیانتکاران با فریفتن هم میهنان آذری این سرزمین سعی در رسیدن به اهداف شیطانی خویش دارند . هدف این چند مردمان پراکندن تخم نفاق و تفرقه است با دست آویز شدن به کثیف ترین دروغ های تاریخ..... آیا هم میهنان آذری می خواهند اجازه دهند که اینگونه از آنان سوء استفاده شود . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 12 تیر1386ساعت 20:26 توسط الهام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 تیر1386ساعت 22:57 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خداوند این کشور را از دشمن ، از خشکسالی ، از دروغ محفوظ دارد.
من باور دارم که هر ملتی سرمشق و الگوهایش را باید در تاریخ خود بجوید ؛ و نه در نزد بیگانگان |
| پیوندهای روزانه |
|
تالار گفتمان دوستداران فرهنگ ایران زمین spenta production پایگاه اطلاع رسانی یادمان های باستانی علیه آبگیری سد سیوند آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اسفند 1386 شهریور 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 آذر 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
|
RSS
|